خمار شب

خمار شب

اطلاعیه_دعوت نامه_

باسلام

خدمت همه ی دوستان قدیمی من نسیم (گمشده ی شب سابق)که دیگر فعالیتی در وبلاگ (fakhteh.blog.ir) ندارم وفردی باسوء استفاده از نام من شروع به فعالیت در وبلاگ و کپی دست نویس های من کرده است.

خواهشمندم آدرس مرا درلیست پیوندی های خود تصحیح کرده وبرای مطالعه ی پست های جدید بنده که شروع به فعالیت در این آدرس جدید خواهم کردمراجعه نمایید...نسیم


بابا کاش بودی...

دختر باشی

دخترم داشته باشی

تنهام باشی

می خوای روپاهم باشی

بابام نداشته باشی

فقط غم میدونه تو چه حالی میتونی،داشته باشی

از  آدمای این زمونه کلی ضربه ام خورده باشی...نسیم


امروز وقتی یکی از دوستانم هزینه ی تلفن همراهشو که برای شکستن تنهایی من پرداخت کرده بودو به رخم کشید

در خود فرو ریختم وبا دلی شکسته هم پای باران بهاری در خیابان گریستم

خیال واهی!

اگر روزی عقل را بخرندو بفروشند

ما

همه

به خیال اینکه زیادی داریم،فروشنده خواهیم بود...

تقدیم به همه ی دوستانم...

و انتهای این قصه‌ی سرد و سفید
همیشه سبز خواهد بود
تا رسیدن سال نو،تنها یک سلام خورشید باقی ست . . .
هزاران تبریک


بد رنگی!

آدمهای سالم،

مثل هم هستند،

زیرا خوشبختی یک رنگ دارد.

این بدبختی ست که رنگارنگ است...

طعم تلخ منت!

برای آغاز دوستی؛یک سلام و یک لبخند…

و برای ادامه اش؛یک عمر صداقت و محبت لازم است!



به امید خودت نه بنده های بی خودت

بیکران

یا دل به دریا مزن یا اگر دل به دریا زدی منتظر طوفان هم باش...نسیم


عامدانه...

گاهی یک استاد،یا یک معلم،یا یک پزشک و یا...

آگاهانه کاری با روح و روانت انجام میده و تخریبی رو به جا میزاره

که هیچ کس،حتی یک جانی بالفطره هم نمیتونست این همه بدی کردن رو یکجا در هیچ دانشگاهی آموخته باشه...!!!


هیچ نگو


تا هستیم ... باشیم

دستم را بگیر!

جیب ها گاهی،

عمق تنهایی را نمیفهمند...