خمار شب :

آدم‌های شب،آدم‌های یک شهر دیگرند...

خمار شب :

آدم‌های شب،آدم‌های یک شهر دیگرند...

درباره بلاگ
خمار شب :
آخرین مطالب

۲۸ مطلب در مرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

۲۶ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۴

کوکتل مولوتوف!

حاکمان دستانی دراز دارند 

کشیشان زبانی دراز،

و مردم گوش هایی دراز

هاینریش هاینه

پ.ن:شما که رگ غیرتتون برای شال سر چوب کردن دختران خیابان انقلاب بیرون زده ببینید حجاب بر سر دارد،ولی گرسنه است و کودک کار نان آور خانه است و بیکار آیا گرسنگی او به اندازه بی حجابیش شما را می آزارد ؟!

نسیم ....
۲۵ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۴۳

دولت روسپی‌د!

اندوه لبنان کُشت مارا!

عکس بالا هم وطن های سیستان وبلوچستان ما است،

عکس پایین مردم زیر ظلم و ستم لبنان است ...

نسیم ....
۲۵ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۲۴

بدون شرح!

نسیم ....
۲۴ مرداد ۹۷ ، ۱۱:۳۶

عقل جُلبکی!

خواننده ها گفتن کنسرت خیابانی میذاریم چون مردم پول ندارن ۲۰۰ تومن بدن. بعد دولت رفته با شهردار کیش قرارداد بسته که خواننده ها برن اونجا اجرا کنن! 

یعنی احمق‌تر از مسئولین بی‌غیرتمون نداریم،خب ۵۰۰ تومن پول هواپیما بخوایم بدیم ۳ تا کنسرت پولی باهاش میریم دیگه!

نسیم ....
۲۳ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۳۱

نامه ای از خدا!

ﻓﺮﺽ ﮐﻨﯿﺪ ﻣﻦ ﺍﺻﻼ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻡ ...

ﺑﺮﻭﻳﺪ،ﻣﺜﻞ ﺁﺩﻡ ﺯﻧﺪﮔﻴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﻴﺪ

ﺍﻳﻨﻘﺪﺭ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ و شعر ﺩﺭﺳﺖ ﻧﮑﻨﻴﺪ

ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ میخواهید ﺳﺮ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﮐﻼﻩ ﺑﮕﺬﺍﺭﻳﺪ ﭼﺮﺍ ﭘﺎی ﻣﻦ ﺭﺍ ﻭﺳﻂ ﻣﯽ ﮐﺸﻴﺪ؟

ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺧﺪﺍﻳﻢ ﭼﺮﺍ موسی ﺭﺍ ﺑﻔﺮﺳﺘﻢ ﺗﺎ ﺷﻨﺒﻪ ﺭﺍ ﺗﻌﻄﻴﻞ ﮐﻨﺪ 

عیسی ﺭﺍ ﺑﻔﺮﺳﺘﻢ ﺑﮕﻮﻳﻢ یکشنبه و به مسلمانها ﺑﮕﻮﻳﻢ ﺟﻤﻌﻪ ؟

ﭼﺮﺍ ﮐﺎﺭی ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﻋﻴﺴﻮی ﺷﺮﺍﺑﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻠﻴﺴﺎ یعنی خانه خدا راحت ﺑﻨﻮﺷﺪ

ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ بجای ﺷﺮﺍﺏ،ﺷﻼﻕ ﺑﺨﻮﺭﺩ؟

ﭼﺮﺍ ﯾﮑﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﯿﭻ ﻧﭙﻮﺷﺪ؟

ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺧﺪﺍئی که شما میگوئید ﺑﻮﺩﻡ،ﭼﺮﺍ باید بگذارم بنام من ﮐﻠﻴﺪ ﺑﻬﺸﺖ بفرﻭﺷﻨﺪ ﻳﺎ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺨﻠﻮﻗﺎﺕ ﻣﻦ ﺟﻬﻨﻢ کنند ؟

ﺧﺪﺍیی ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺑﺎﺷﺪ،

ﺧﺪﺍیی ﮐﻪ ﻗﺴﻢ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﺟﻬﻨﻤﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﺎﻓﺮﻣﺎﻧﺎﻥ ﭘﺮ میکند

ﺧﺪﺍیی ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ آنچه ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﺣﺮﺍﻡ ﮐﺮﺩﻩ،ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻭﻋﺪﻩ ﻣﯽﺩﻫﺪ...!!! 

 ﻣﻦ ﻧﻴﺴﺘﻢ ! 

ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ اید !!!!!!!!

اگر بدنبال من میگردید مرا در عشق،مهربانی،بخشش،آگاهی،گذشت،راستگوئی و انسانیت پیدا کنید

 البته اگر .... بدنبال من میگردید !

الهی قمشه‌ای

نسیم ....
۲۳ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۴۸

روسپی کیست؟!


یه ذره اسم سردار و اون چفیه ایه که رو دوشته برات زیاده آقای نقدی

سوای مسح سر مسح زبان رانیز در هنگام وضو انجام بدید...

نسیم ....
۲۳ مرداد ۹۷ ، ۰۳:۴۱

ایرانِ خسته!

دورتادور پارک چند نفر مشغول مواد فروختن بودند،چندنفر تزریق می‌کردند،و یک نفر زورگیری میکرد و گوشه ای از پارک بیچاره ای را خفت کرده بود.

منتها چون نه سگ همراهشان بود،

نه ساز همراهشان بود،

نه زوج بودند،

نه بچه‌مدرسه‌ای بودند، 

ونه بی حجاب ...

برای همین کار خلافی مرتکب نمی‌شدند و داشتند تزریقشان را می‌کردند!

از تصویر ناهنجار عذر خواهی میکنم.

 من درد آورتر از این تصویرو در میدان هفت تیر شاهد بودم

جوان دیگر جایی در بدن برای تزریق نداشت...و باز هم تاسفی دیگر

متاسفم برا اشخاصی که پست را کامل نخوانده نظر میگذارند 

با چشم دل بخوان برادر 

من نظر شمارا در بخش عمومی کپی کردم قضاوتش با دوستان

من از معتاد جماعت در این پست حمایت کردم به نظر شما؟!

نسیم ....
۲۲ مرداد ۹۷ ، ۱۹:۴۸

سکوت پر فریاد!

خداوند سَر را آفرید

تا روی گردن باشد،

نه در زندگی دیگران…!

پ.ن:چندی پیش در تاکسی از توجه و سوال پیر مرد راننده که 

پرسید عینک دودی گرانی زدید،پیداست وضع مالی خوبی دارید!

به فکر فرو رفتم و در جواب گفتم کاش به فکر پس گرفتن 

حق خودمان از این دولت بی کفایت بودیم

 نه چشم چرخاندن درظاهر دیگران ...و باز هم تاسفی دیگر

نسیم ....
۲۰ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۱۴

دهکده ی کاغذی!

“آدم‌ها مثل کتاب‌ها هستند”بعضی آدم‌ها جلدزرکوب دارند،بعضی جلدضخیم و بعضی نازک،بعضی آدم‌ها ترجمه شده اند،بعضی از آدم‌ها تجدیدچاپ می‌شوند،و بعضی از آدم‌ها توقیف

و بعضی از آدم‌ها فتوکپی آدم‌های دیگر اند.

بعضی از آدم‌ها صفحات رنگی دارند،

بعضی از آدم‌ها تیتر دارند،فهرست دارند،

و روی پیشانی بعضی از آدم‌ها نوشته اند:

حق هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است.

بعضی از آدم‌ها قیمت روی جلد دارند،

بعضی از آدم‌ها با چند درصد تخفیف به فروش می‌رسند،

و بعضی از آدم‌ها بعد از فروش پس گرفته نمی‌شوند.

بعضی از آدم‌ها را باید جلد گرفت،

بعضی از آدم‌ها را می‌شود توی جیب گذاشت!

بعضی از آدم‌ها نمایش‌نامه اند و در چند پرده نوشته می‌شوند.

بعضی از آدم‌ها خط خوردگی دارند،

بعضی از آدم‌ها غلطِ چاپی دارند.

بعضی از آدم‌ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی آن‌ها را بفهمیم.

و بعضی از آدم‌ها را باید نخوانده دور انداخت.

کتاب‌ها مثل آدم‌ها هستند.

بعضی از کتاب‌ها برای ِ ما قصه می‌گویند تا بخوابیم.

و بعضی قصه می‌گویند تا بیدار شویم،

بعضی از کتاب‌ها تنبل هستند.

بعضی از کتاب‌ها تقلب می‌کنند،

بعضی از کتاب‌ها دزدی می‌کنند!

بعضی از کتاب‌ها به پدر و مادرخود احترام می‌گذارند.

و بعضی حتی اسمی هم از پدرومادرخود نمی‌برند.

بعضی از کتاب‌ها هرچه دارند،از دیگران گرفته اند.

بعضی از کتاب‌ها هرچه دارند به دیگران می‌بخشند.

و بعضی از کتاب‌ها فقیر اند و بعضی گدایی می‌کنند.

بعضی از کتاب‌ها پرحرف اند،ولی حرف برای گفتن ندارند،

و بعضی ساکت و آرام اند ولی یک عالم حرف گفتنی در دل دارند.

بعضی از کتاب‌ها بیمار اند،

بعضی از کتاب‌ها تب دارند و هذیان می‌گویند.

بعضی از کتاب‌ها،کودکانه و لوس حرف می‌زنند.

و بعضی از کتاب‌ها فقط غر می‌زنند و نصیحت می‌کنند.

بعضی از کتاب‌ها پیش از تولد می‌میرند.

و بعضی تا ابد زنده هستند...

نسیم ....
۱۹ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۱۳

انجیر شیرین!

تار و پودِ عالم امکان، به هم پیوسته است

عالمی را شاد کرد، آنکس که یک دل شاد کرد

“صائب‌ تبریزی”

نسیم ....