خمار شب

مشخصات بلاگ
خمار شب
آخرین مطالب

دیروز کرمانشاه

دوشنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۵۱ ب.ظ

                                 به ساعت نگاه کردم6:20صبح بود.دوباره خوابیدم،بعد بلند شدم

به ساعت نگاه کردم6:20صبح بود

فکرکردم هواکه هنوزتاریکه حتما دفعه اول ساعت رو اشتباه متوجه شدم ،خوابیدم

وقتی بلند شدم هوا روشن بود ولی ساعت باز هم6:20صبح بود

سراسیمه بلند شدم باورم نمیشد که ساعت مرده باشد!

به این کار ها عادت نداشت،من هم توقع نداشتم،بعضی از آدمها هم مثل ساعت ها هستند

مرتب ،همیشگی آنقدر صبور دورت میچرخند که چرخیدنشان را حس نمی کنی

بودنشان برایت بی اهمیت می شود،همینطور بی ادعا میچرخند

بی آنکه بگویند باطریشان درحال تمام شدن است

بعد یک دفعه روشنی روز خبر میدهد که او دیگر نیست

قدر این آدمها را باید بدانیم

قبل از6:20

پ.ن:همه ی ما برای تک تک لحضه هایی که

باید حسمون رو به همدیگر میگفتیم ولی نتوانستیم و سکوت کردیم

به خودمون مدیونیم تا فرصت باقیست ...

به ساعت نگاه کردم6:20صبح بود.دوباره خوابیدم .بعدبلند شدم.به ساعت نگاه کردم6:20صبح بود

فکرکردم هواکه هنوزتاریکه حتما دفعه اول ساعت رو اشتباه متوجه شدم ،خوابیدم

وقتی بلند شدم هوا روشن بود ولی ساعت باز هم6:20صبح بود

سراسیمه بلند شدم باورم نمیشد که ساعت مرده باشد!

به این کار ها عادت نداشت،من هم توقع نداشتم،بعضی از آدمها هم مثل ساعت ها هستند

مرتب ،همیشگی آنقدر صبور دورت میچرخند که چرخیدنشان را حس نمی کنی

بودنشان برایت بی اهمیت می شود،همینطور بی ادعا میچرخند

بی آنکه بگویند باطریشان درحال تمام شدن است

بعد یک دفعه روشنی روز خبر میدهد که او دیگر نیست

قدر این آدمها را باید بدانیم

قبل از6:20...



khomarshab.blog.ir

به ساعت نگاه کردم6:20صبح بود.دوباره خوابیدم .بعدبلند شدم.به ساعت نگاه کردم6:20صبح بود

فکرکردم هواکه هنوزتاریکه حتما دفعه اول ساعت رو اشتباه متوجه شدم ،خوابیدم

وقتی بلند شدم هوا روشن بود ولی ساعت باز هم6:20صبح بود

سراسیمه بلند شدم باورم نمیشد که ساعت مرده باشد!

به این کار ها عادت نداشت،من هم توقع نداشتم،بعضی از آدمها هم مثل ساعت ها هستند

مرتب ،همیشگی آنقدر صبور دورت میچرخند که چرخیدنشان را حس نمی کنی

بودنشان برایت بی اهمیت می شود،همینطور بی ادعا میچرخند

بی آنکه بگویند باطریشان درحال تمام شدن است

بعد یک دفعه روشنی روز خبر میدهد که او دیگر نیست

قدر این آدمها را باید بدانیم

قبل از6:20...



khomarshab.blog.ir

به ساعت نگاه کردم6:20صبح بود.دوباره خوابیدم .بعدبلند شدم.به ساعت نگاه کردم6:20صبح بود

فکرکردم هواکه هنوزتاریکه حتما دفعه اول ساعت رو اشتباه متوجه شدم ،خوابیدم

وقتی بلند شدم هوا روشن بود ولی ساعت باز هم6:20صبح بود

سراسیمه بلند شدم باورم نمیشد که ساعت مرده باشد!

به این کار ها عادت نداشت،من هم توقع نداشتم،بعضی از آدمها هم مثل ساعت ها هستند

مرتب ،همیشگی آنقدر صبور دورت میچرخند که چرخیدنشان را حس نمی کنی

بودنشان برایت بی اهمیت می شود،همینطور بی ادعا میچرخند

بی آنکه بگویند باطریشان درحال تمام شدن است

بعد یک دفعه روشنی روز خبر میدهد که او دیگر نیست

قدر این آدمها را باید بدانیم

قبل از6:20...



khomarshab.blog.ir

  • ۹۶/۰۸/۲۲
  • نسیم ....